ارتدكسهاي روس شد. مترجمان اوليه ناچار بودند به نكات دستوري ناشي از تفاوتهاي ميان زبان خودشان و زبان يوناني اشاره كنند؛ مثلاً به تفاوت جنسيت در برخي نامها كه موجب ميشد واژهٴ اسلاوي معادل نارسايي براي واژهٴ يوناني باشد. قديمترين دستور زبان اسلاو به نام هشت بخش
مكالمه از روي سرمشق يوناني در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم در صربستان تأليف شد.
ترجمههاي بلغاري و روسي آن بعدها پديد آمد. شكل شرقيتر آن، يعني روسي (بزرگ) در اين كتاب تنها با گزارش سفري زيارتي به قسطنطنيه از استپان نووگورودي معرفي شده است.
15. ارمني
زبان ارمني بسيار قديمي است، ولي نخستين يادگارهايش تنها از سدهٴ پنجم است. قديس مسروپ (پنجم ـ 1)، كه الفباي ويژهاي براي اين زبان ابداع كرد،1 به ترجمهٴ كتاب مقدس پرداخت و موسي خورني (پنجم ـ 1) آن را كامل كرد. اين ترجمه از روي ترجمهٴ
هفتاد نفري انجام گرفت، ولي به پژوهشهاي اوريگن (سوم ـ 1) نيز توجه شد و بخشي هم از عبري ترجمه شد. استپان آسوليك (يازدهم ـ 1) و ماطاوس ادسايي (دوازدهم ـ 1) تاريخهايي تأليف كردند. عصر زرين ادبيات ارمني در سدهٴ دوازدهم از لحاظ زباني با عصر رونق پيشين در سدهٴ پنجم فرق داشت، يكي به اين دليل كه در ارمنستان كبير صورت نگرفته، بلكه در ارمنستان صغير (كيليكيه) بود؛ اين نهضت سنت و زبان غربي را دربرابر سنت و زبان قديم شرقي پديد آورد.
آريستاسس نحوي (سيزدهم ـ 1) يك واژهنامهٴ ارمني تأليف كرد و دستور زبان ارمني به اهتمام وارطان كبير (سيزدهم ـ 2) تثبيت شد. براساس تأليف وارطان و ساير آثار ارمني و دستور زبان يوناني ديونوسيوس تراكس (دوم ـ 2 پم)، ايوان ارزنجاني (سيزدهم ـ 2) دستور زبان نوي تأليف كرد. در اينجا به سدهٴ چهاردهم ميرسيم، چون ايوان تا سال 1326 زنده بود.
ايوان ارزنجاني يكي از رسالههاي قديس توما را به ارمني ترجمه كرد. بسياري از ادباي ارمني كه به كليساي كاتوليك گرويده بودند، الاهيات لاتيني را به جامهٴ ارمني درآوردند: از قبيل زاخارياس چوردسور اسقف آرداز و راهب آرزاخ (بهگفتهٴ شواليه در سدهٴ سيزدهم)، بارتولوميوي بولونيايي، هاكوپ ترجمان، ايوان كاريني، نرسس بالي. جز بارتولوميو، راهب ايتاليايي، همهٴ اينان ارمني بودند و او را شايد بتوان نخستين ارمنيشناس غربي دانست.